|
به در یا ی عشق صدف خوش آمدید
|





































































































دختري از پسري پرسيد كه اونو قشنگ ميبيني ؟![]()
پسر گفت نه
دختر پرسيد ميخواي تا آخر عمر كنارش بموني؟![]()
پسر گفت نه
دختر پرسيد اگه از او ن جدا بشي گريه ميكني؟![]()
پسر گفت نه
دختر آهي كشيدو اشك از چشماش جاري شد![]()
پسر بازوهاي او را فشرد و گفت:![]()
تو قشنگ نيستس بلكه زيبايي ![]()
من نميخواهم كه تا آخر عمر با تو بمانم
من نياز دارم كه تا ابد با تو باشم![]()
صبح ِ روزی، که هوای پائيزيست...
و فرو میافتد...
برگی از شاخهء خشک ِ اميد...
بر کوير ِ دل ِ افسردهء من...
کودکانی شايد...
جهت يافتن همبازی...
پی ِ سينوس و کسينوس روند...
و در آن صبح خزان، من شايد...
پي ِ يک جرعه نگاه...
پی يک قافلهء سبز گياه...
پی ِ يک دسته گل ِ نيلوفر...
بنگارم تا شب
يه زموني واسه من خدا بودي
از بدي ها اون زمون جدا بودي
يه زمون مثل يه افسانه عشق
واسه من اول و انتها بودي
يه زمون دستاي تو پل رسيدن و مي ساخت
ذره ذره دلم ، معني عشق رو مي شناخت
يه زمون دارو و ندارم تو بودي
از تو تنها ، انتظارم توبودي
ديگه نيستي اوني كه واسش ميمردم يه روزي
پشيمونم كه چرا دل به تو دادم يه روزي
تو مثل يه موج ساحل ،من تو رو دريا مي ديدم
تو يه كلبه محقر ، من تو رو دنيا مي ديدم
با نگاهي توي چشمات ،دنيا از چشمم مي افتاد
شايد اين گناه من بود ،تو رو اشتباه مي ديدم
اگه اون روز توي چشمات رقص نيرنگ رو ميديدم
اگه آواي دروغو توي حرفات مي شنيدم
شايد هرگز تو خيالم بتي از تو نمي ساختم
شايد هرگز منه ساده دلو آسون نمي باختم
ديگه نيستي اوني كه واسش مي مردم يه روزي
پشيمونم كه چرا دل به تو دادم يه روزي ....
وقتي برنده اي مرتكب خطا مي شود، مي گويد " اشتباه كردم"
وقتي بازنده اي مرتكب خطا مي شود،
مي گويد " تقصير من نبود"
برنده، به بررسي دقيق يك مشكل مي پردازد،
بازنده، از كنار مشكل گذشته،
و آن را حل نشده رها مي كند.
برنده، بيش ار بازنده كار انجام مي دهد،
و در انتها باز هم وقت دارد،
بازنده، هميشه « آنقدر گرفتار» است
. كه نمي تواند به كارهاي ضروري بپردازد.
برنده، با جبران اشتباهش،
تاسف و پشيماني خود را نشان مي دهد،
بازنده، مي گويد « متاسفم» اما
در آينده اشتباه خود را تكرار ميكند.
برنده ، به افراد برتر از خود،احترام ميگذارد،
و سعي مي كند تا از آنان چيزي بياموزد
بازنده از افراد برتر از خود خشم و نفرت داشته
و در پي يافتن نقاط ضعف آنان است.
بازنده، دو نوع سرعت دارد
يا خيلي تند و يا خيلي كند
برنده ، پس از بيان نكته اصلي مورد نظرش
لب از سخن فرو مي بندد
بازنده، آنقدر به صحبت ادامه مي دهد
كه نكته اصلي را فراموش ميكند.
برنده، ضعف هاي خود را به خدمت تواناييهايش ميگيرد.
بازنده، تواناييهاي خود را هدر مي دهد
زيرا كه آنها را در خدمت ضعف هاي خود
به كار مي گيرد.
۱-اينو بدون که يه عاشق هيچ موقع آبرو نداره
۲-بدون يه عاشق به اميد عشقش زندست
۳-بدون يه عاشق ؛ عاشق کشي بلد نيست
۴-بدون يه عاشق هرگز دروغ نميگه مخصوصآ به عشقش
۵-بدون اگه به عشقت دروغ بگي يعني اونو کشتي
۶-اگه عشقت رو دوست داري هرگز بهش قول الکي نده
?-اگه عاشقي پيش عشقت خجالت با غرور رو بزار کنار
۸-اگه دوستش داري بهش بگو ؛ به ساده ترين شکلي که بلدي يا ميدوني که ميفهمه که دوسش داری
۱-منتظر باش اما معتل نشو ۲-تحمل کن اما توقف نکن
۳-قاتع باش اما لجباز نباش ۴-بگو آري اما نگو حتمآ
۵-بگو نه اما نگو ابدآ
دنبال کسي نباش که بتوني باهاش زندگي کني دنبال کسي باش که نتوني بدون اون زندگي کني.
پرسيد به خاطر کي زنده هستي ؟با اينکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو ؛ گفتم به خاطر هيچکس پرسيد :پس به خاطر چي زنده هستي ؟ با اينکه دلم ميخواست داد بزنم به خاطر دلِ تو گفتم:به خاطر هيچ چيز ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي ؟ در حالي که اشک تو چشماش جمع شده بود گفت: به خاطر کسي که به خاطر هيچ چيز زندست ![]()
![]()